كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

457

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

هُوَ يُحيِي اوست كه زنده گرداند وَ يُمِيتُ و بميراند وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و بسوى او بازگردانيده خواهيد شد به مرگ يا بعث يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان نداء عام است قَدْ جاءَتْكُمْ به درستى كه آمد بشما مَوْعِظَةٌ پندى مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما وَ شِفاءٌ و شفائى و دوائى لِما فِي الصُّدُورِ مر آن چيزى را كه در دلهاست از امراض جهالت و غوايت وَ هُدىً و راهنمونى بسوى حق وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ و مهربانى مر گرويدگان را يعنى قرآن كه نازل شده براى مردمان كتابيست جامع چه مواعظ او كه بمحاسن اعمال ترغيب مىكند و از مقابح افعال تنفير مىنمايد مشتمل است بر حكمت عملى و معانى او كه از امراض شكوك و شبهات و اسقام عقايد فاسده باز مىرهاند و منطوى است بر حكمت نظرى و هرآئينه چنين كلامى عين هدايت و محض رحمت خواهد بود رباعى زهى كلام تو محض هدايت و حكمت * زهى پيام تو عين عنايت و رحمت كشد كمند كلام تو اهل عرفان را * ز شوره‌زار خساست بگلشن همت و گفته‌اند قرآن مواعظ نفوسست و شفاى صدور و هداى ارواح و رحمت اسرار يا مواعظ است مر عوام را و شفا است مر خواص را و هداست مر اخصّ خواص را و رحمت است از براى همه كه بدان رحمت هر يك به رتبه خود رسيده‌اند قُلْ بگو اى محمد ص شادى كنيد بِفَضْلِ اللَّهِ بفضل خداى كه قرآن است وَ بِرَحْمَتِهِ و به رحمت او كه دين اسلامست و گفته‌اند فضل قرآن است و رحمت آنكه ما را از اهل آن گردانيد يا رحمت رسالت پناه ص است يا فضل توفيقست و رحمت عصمت و در حقايق سلمى قدس سره آمده كه فضل معرفتست و رحمت توفيق دريافت آن و در عين المعانى آورده كه فضل نعم ظاهره است و رحمت نعم باطنه يا فضل دخول جنانست و رحمت نجات از نيران يا فضل كشف غطاست و رحمت شهود لقا صاحب كشف الاسرار فرموده كه از روى اشارت مىگويد كه اى بنده مؤمن بر فضل و رحمت من اعتماد كن نه بر طاعت و خدمت خود كه اعتماد نيست جز بر فضل من و آسايش نيست جز به رحمت من هر كسى را سرمايه هست و سرمايه مؤمنان فضل من و هر كسى را خزانه‌ايست و خزانه مؤمنان رحمت من بيت گر شاه را خزانه نهادن بود هوس * درويش را خزانه همين لطف دوست بس بعضى برآنند كه معنى آيت اين است كه بفضل و رحمت من فرود آمده مواعظ و شفا فَبِذلِكَ پس بدين كه فرود آمد فَلْيَفْرَحُوا بايد كه شاد شوند مؤمنان براى آنكه هُوَ خَيْرٌ او بهتر است مِمَّا يَجْمَعُونَ از آنچه جمع مىكنند كافران از حطام دنيا كه در معرض زوال و فناست قُلْ بگو مشركان عرب را أَ رَأَيْتُمْ خبر دهيد مرا ما أَنْزَلَ اللَّهُ آنچه فرستاد خداى لَكُمْ براى شما مِنْ رِزْقٍ از روزى يعنى چهارپايانى كه خوردن آن حلالست فَجَعَلْتُمْ پس شما ساختيد و نام نهاديد مِنْهُ از ان روزى حَراماً وَ حَلالًا حرامى و حلالى يعنى بعضى را از ان گفتيد كه حلالست و بعضى را حكم كرديد كه حرامست چون بحير و سائبه و مانند آن و بعضى را گفتيد كه بر جمعى حلال و بر جمعى حرام چه گفتيد ما فى بطون هذه الانعام خالصة لذكورنا و محرم على ازواجنا قُلْ بگو آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ آيا خدا دستورى داد مر شما را در تحريم و تحليل أَمْ عَلَى اللَّهِ يا بر خداى تَفْتَرُونَ افترا مىكنيد .